پیام ناصر خیرخواه از روی تخت بیمارستان

همانطور که میدانید این روزها به علت بیماری که با آن دسته پنجه نرم میکنم در بیمارستان بستری هستم .

در این مدت دوستان زیادی به من محبت داشته و جویای احوال من بودند .

این پیغام رو از روی تخت بیمارستان برای شما میفرستم باشد که محبت های شما عزیزان را پاسخگو باشم :

سراسر عمر مدیون محبت شما مدم هستم

ایران آشیانه ی گرم من است

دوستتان دارم و از محبتتان سپاسگذارم

مدیون همیشگی شما ملت بزرگوار هستم

ناصر خیرخواه _ 12 آبان ماه 1392  

/ 8 نظر / 64 بازدید
ارزو

منتظر شنیدن خبر سلامتی تان هستیم، جناب خیرخواه عزیز. تلویزیون ایران هنوز به شما محتاج است.

مرتضوي

براي سلامتي شما دعاميكنم. هركه دراين بزم مقربتراست جام بلا بيشترش ميدهند. بدون شك درپس بيماريهاي سخت حكمت خداوندنهفته است.اميدوارم با روحيه اي قوي كه درشماوجودداردبهبودي كامل حاصل شود.دراين شبهابه يادتان هستيم.شمانيزمارادعاكنيد.

محمد

فکرمیکنم این وبلاگ توسط شخص آقای خیرخواه تشکیل نشده و مدیریت نمی شود

شاعر شنیدنی ست

سلام امیدوارم پست بعدی این وبلاگ خبر سلامتی آقای خیرخواه باشه

لیلا

امیدوارم خداوند به حق باب الحوائج که امروز میلاد ایشان است همه مریضا رو شفا بدهو آقای خیر خواه هم جزء اونا باشه و هر چه زودتر سلامتیشون رو بدست بیارن.

حميد يزدانپرست

هو آقا ناصر عزيز سلام عليكم تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد وجود نازكت آزردة گزند مباد من حميد يزدان‌پرست هستم. نمي‌دانم يادت هست يا نه. همكلاس دبيرستان آزادگان. چندي بود كه در تلويزيون نمي‌ديدمت تا اينكه فهميدم بيمار شده‌اي. ناراحت شدم و دعاگو. خداوند به لطف و مهر بيكرانش هرچه زودتر شفا دهد. آن زماني كه مرحوم پدرت بيمار بود، بعضي شبها پيش از خواب مي‌گفتم: «خدايا، به اندازه‌اي كه مي‌توانم تحمل كنم، درد پدر ناصر را به من بده و از درد او كم كن تا آرام بگيرد!» ناصر جان، «كنون زمانه دگر گشت و من دگر گشتم» و آنقدر درد جسم و جان مي‌كشم كه نمي‌توانم چنان درخواستي بكنم؛ اما آنقدر عمر زيادي دارم (يا به عبارتي عمر برايم آنقدر زيادي است) كه مي‌توانم بخواهم از عمرم به تو ببخشد. نمي‌دانم كجا هستي كه به ديدنت بيايم و اصلا نمي‌دانم كه دلت از ديدنم به هم مي‌خورد يا نه! از دوستان آن سالها تنها با ميرصديق جمالي ارتباط دارم، آن هم تلفني. شما چه؟ به ياد فقراي الي الله هستي يا نه؟ در هر حال به يادت هستم و از خدا مي‌خواهم هر چه زودتر شاد و تندرست و سرحال برخيزي و راه دشت و صحرا گيري. مي‌بيني برادر من هنوز دست از

محمدرضا احدی

روز وصل دوستداران یاد باد؛ یاد باد آن روزگاران یاد باد؛ کامم از تلخی غم چون زهر گشت؛ بانگ نوش شادخواران یاد باد؛ گرچه یاران فارغند از یاد من؛ از من ایشان را هزاران یاد باد؛ مبتلا گشتم در این بند و بلا؛ کوشش آن حق گزاران یاد باد؛ گرچه صد رودست در چشمم مدام؛ زنده رود باغ کاران یاد باد؛ راز حافظ بعد از این ناگفته ماند؛ ای دریغا رازداران یاد باد[گل]

hamid rabiee pour

سلام دوست عزیزم تنها وسیله ای که توانستم بعد از 16 و اندی سال با شما ارتباط بر قرار کنم از طریق وبلایک شما بود و نمی دانم کی آن را می خوانید امیدوارم که حالتان و خانواده محترم خوب باشند اگر خاطر عزیزتان یاری کند همکلاسی دوران تحصیلتان در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بوده ام پاینده باشید ارادتمند ربیعی